ریحانه ریحانه ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

ریحانه عسلی

فرسنگ ها فاصله تا ....

1391/3/4 17:42
252 بازدید
اشتراک گذاری

این روزا خیلی دلم گرفتهناراحت

از یه چیز خیلی ناراحتم.ناراحت

وقتی باهات بازی میکنم و با تو خوشم و از کنار تو بودن لذت میبرم ،خیلی دلم واسه مامان جون اینا که دور از ما زندگی میکنن ، میسوزه. همش پیش خودم فکر میکنم کاش ما هم پیششون بودیم و اونا هم میتونستن لحظه لحظه بزرگ شدنت رو ببینن. شیرین کاری هات، حرکات جدیدت، صدات ، خنده های بامزه ت ، مه مه و به به گفتنت رو ، و و و .......

خیلی خیلی دلمون واسشون تنگ میشه. اونا هم دوست دارن ما پیششون باشیم آخه تو نوه اولشون هم هستی و مدتهاست یه بچه شیرین و ناز تو خانواده مون نداشتیم.

وقتی میریم دزفول همه برا دیدنت بال بال میزنن. همه دوست دارن پیشت باشن.بعضی وقتا از این که نمیدونم کجا برم و پیش کی باشم که هیچکی ناراحت نشه ،کلافه میشم ولی خببببببببببببببب......

حق دارن همه....

مامانی دعا کن دیدارا زود به زود تازه بشه تا ما اینقدر دلتنگ نباشیمقلب


همه تون رو دوست داریم و از دور میبوسیمتونماچماچماچقلبقلب

(ریحانه و مامانی)

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (16)

مامان ترنم کوچولو
4 خرداد 91 18:23
کاملا درکت میکنم.منم همین طورم


آخی.پس میدونی غربت چه جوریه.
مامان آوین
4 خرداد 91 18:31
عزیزم دوری خیلی سخته می دونم ولی آدم رو قوی می کنه و وقتی اگه خدای نکرده مسئله ای برات پیش اومد خیلی راحت تر از بقیه می تونی اونو حل کنی . مواظبه ریحانه کوچولو باش. راستی همسر من هم دزفولیه و ما کرج زندگی می کنیم.


وااااااااااااقعا؟ چه خوب. پس عروس دزفیلی ها هستین . نه؟
الهه مامان روشا جون
5 خرداد 91 3:04
عزیزم....شما مشهدین مامان اینا دزفول؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه سخت.


آره عزیزم خیلی سخته.
خاله فرزانه
5 خرداد 91 7:36
فکر کنم مایی که باید اول نظر میدادیم آخری هستیم ولی خب خودت وضعیت اینترنتمون و که میدونی.عزیزم تو با ریحانه جونم سرگرمی و پیشته ولی ما چی که فقط باید با شنیدن صداش و تصویرش از تو نت خودمون رو قانع کنیم.و وقتی دوست داریم اون لپاشو ببوسیم پیشمون نیست.خیلی دوستون داریم و هر جا شما خوش باشین ما هم خوشحالیم


منتظرتونیم.زودی بیاین پیشمون
خاله اکرم
5 خرداد 91 7:50
(:-(||>
بی نظرم
چی بگم؟؟
عاشقتونم.....(


ما هم همینجور. خاله بییییییییییییا
خاله اکرم
5 خرداد 91 8:00
آجی اشکال نداره تابستون ما میاییم دوباره شما مییاین...دوباره شما مییاین...دوباره شما مییاین...همینجوری تا سال بعد?@_@? بعد از کنکورم میایم دوباره پیشت..شایدم قبول شدم مشهد کلهم بیایم پیش جوجو.
راستی یه خبر خوشحال کننده مهر عروسی محسن و رویاست از الان برنامه ریختم بیاین بمونین واسه عروسی.حالتتون تو دز:::^^:::
اول مهر من یکم برنامه درسیم آزاد تره game)کلی با نفسی بازی میکنم...~:>خاله بازی یادش دادی؟چادر گلگلی هم واسش درست میکنم کش هم داشته باش خوشکلم
دوست دارم خاله
=


عززززززززیزم حتما میایم.آخ جون عروسی
مامان ساینا
5 خرداد 91 21:54
دختر خیلی نازی دارین ماشاله.
دیدم توی وب ترنم جون نوشته بودید نمی تونید رمز رو وارد کنید. اگه از مرورگر mozla fire fox استفاده می کنید ممکه مربوط به اون باشه و از internet explorer استفاده کنید. موفق باشید.


ممنون از راهنماییتون. اتفاقا همین کارو کردم. جواب داد.اشکال مربوط به فایرفاکس بود.
مامانی درسا
6 خرداد 91 2:07
عزیزم غریبی خیلی بده ..... ولی شما سه تا همدیگه رو دارین ..... انشاالله جمع تون پایدار و صمیمی عزیزم


آره ما سه نفر هم فقط و فقط دلمون به امام رضا و رفتن به حرمش خوشه.ممنون از لطفت.
مامانی درسا
8 خرداد 91 12:15
مامانی سلام کجایی نگرانت شدم .... اومدی یه خبری بده .....
مامی ِ گلشید
9 خرداد 91 0:30
ریحانه و مامان ِ گُلش...
ایشالا که همیشه سالم و شاد و خندون باشی...
دوری رو کاریش نمی شه کرد .. مهم اینه که دلاتون همیشه کنار هم باشه که هست و همیشه به یاد هم بودن و فراموش نکردن اونایی که دوستتون دارن و شما هم دوستشون دارید...



آره واقعا دوری رو نمیشه کاریش کرد. ممنون از لطفت. دوستون دارم
مامانی درسا
10 خرداد 91 0:15
سلام سلام صد تا سلام ...... دوست عزیزم ......همانطور که میدانید ما توی مسابقه نی نی شکلک شرکت کردیم ........ حالا رای گیری شروع شده ........ اگه درسا گلی رو قابل میدونید برید به آدرس زیر و توی موضوعات (( مسابقه عکس نی نی )) انتخاب کنید ...... و بهش رای بدین ........ راستی آدرس وبتون فراموش نشه ....... در غیر این صورت رای منظور نمیشه ....... ایده های مامی صدرا و صهبا آدرس : http://noruz1391.niniweblog.com/cat6.php
محقق زایمان طبیعی
10 خرداد 91 13:48
سلام عزیزم
چه افتخار بزرگیییییییییی نصیبم شده:




>ممنون منم خوشحالم از آشناییتون


محقق زایمان طبیعی
10 خرداد 91 13:48
ماشاالله به ریحانه خانوم خدا براتون حفظش کنه. با افتخار لینکتون کردم.
محقق زایمان طبیعی
11 خرداد 91 0:18
چه جالب تا حالا این مدل بی حسی رو نشنیده بودم نمیای برامون تعریف کنی؟ بیا بگو اگه دوست نداشتی اسم وبلاگت نمیذارم.
ساینا
18 خرداد 91 1:58
سلام ، دوری و غربت سخته خدا صبر بده. ما شما رو لینک کردیم البته با اجازه .اگه دوست داشتید به ما هم سر بزنید


خواهش میکنم اختیار دارید. چشم حتما بهتون سر میزنم
محقق زایمان طبیعی
18 خرداد 91 12:48
خوشحال میشم اگه زایمانتون برامون تعریف کنید که بذارم تو وبلاگم. منتظرمااااااااااااااا